جنگ بزرگ را بردیم ولی میوههایش را کال چیدیم؛ باید صبر میکردیم میوهها برسند! موازنه جنگ در مقابل جنگ را برقرار کردیم، ولی محاصره را چاره نکردیم._
من متن تفاهمنامه را خواندم، ولی میدانیم که متن تفاهم و حتی توافق مهم نیست، موازنه قدرت است که روح و جان معادله است حتی اگر قول و قرار شفاهی باشد! اگر موازنه نباشد، با قطعنامه سازمان ملل هم معادله برقرار نمیشود.
موازنه تنگه هرمز در مقابل تحریمها را با موازنه تنگه در مقابل محاصره طاق زدیم. این همان لحظهای بود که میوه کال را چیدیم.
باید صبر میکردیم که اقتصاد جهان به لبه پرتگاه برسد، اگر زمان جنگ این کار را نکردیم، الان فرصت چنین کاری را داشتیم! اگر نمیخواستیم به محاصره شلیک کنیم میتوانستیم با باب المندب و عبور صفر از تنگه هرمز به این نقطه برسیم.
از موازنه امروز همان برجام در میآید با این تفاوت که اینبار نقدتر است، ولی معادله تغییر نکرد و یک جنگ بزرگ پیروز را قدر ندانستیم.
نفت و پتروشیمی امروز ما را با منطق ونزوئلا زمان اکراین رفع تحریم میکنند، التهاب بازار نفت را میگیرند، بعد دبه میکنند! و امتیاز بیشتری طلب میکنند!
وقتی که افکار عمومی جهانی آرام شد، در تنگه هرمز و منطقه اقدام هجومی سختتر خواهد شد و دیگر مشروع نیست! اذناب داخلی آنها هم که عر عر خواهند کرد.
تنگه هرمز برای حل مساله تحریم و اخلال در توسعه ما لازم بود، هستهای هم برای موازنه قدرت و تهدید کاملا موثر و بازدارنده! معادلهای که حتی جان راس نظام سیاسی تضمین نکند، معادله مطلوب نیست.
بعید میدانم این تفاهم حل و فصل کند و به احتمال زیاد باز همان مسیر ۲۵ سال قبل طی خواهد شد.
منبع: خانه اندیشهورزان
پایان/













نظر شما